متن دلخواه شما
دانلود رایگان برنامه های پولی کافه بازار
سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت 1:45 | بازدید : 146 | نوشته ‌شده به دست نگار افشاری | ( نظرات )
مقاله121-بررسي و شناخت عوامل فرهنگي، اعتقادات و مردم شناسی پوشاک80ص

مقاله121-بررسي و شناخت عوامل فرهنگي، اعتقادات و مردم شناسی پوشاک80ص

كليــات

بيان موضوع:

مردم شناسي فرهنگي، زمينه هاي پژوهشي گسترده اي براي شناختن و شناساندن فرهنگ ايران زمين دارد. پژوهش دربارة فرهنگ پوشاك و دگرگوني هاي آن در طول زمان خود گسترة عظيمي از مردم‌شناختي را دربردارد كه منجر به آگاهي بر مجموعه اي از دانستني ها و نگرش هاي قومي، ملي، ديني و مذهبي مي گردد.

آشكارترين نشانة فرهنگي و شاخص ترين مظهر و سمبل ملي ـ قومي، «پوشاك» است. پوشاك يكي از نيازهاي اساسي مادي انسان است كه براي تطبيق با محيط طبيعي و اجتماعي كه از آغاز پيدايش بشر تاكنون بر اساس شرايط مختلف اقليمي و اجتماعي و اقتصادي به وجود آمده دچار تغيير و تحول شده است و كاركردهاي مختلف و عناصر فرهنگي مرتبط با آن در قالب فرهنگ مادي بررسي و مطالعه مي شود.

پوشاك هر ملت و قوم، به عنوان پديده فرهنگي حاصل از تمدن، در اصل مشخص كنندة شخصيت و هويت فرهنگي آن قوم و ملت و نشانه اي از پاي بندي و اعتقاد آنان به آداب و رسوم و ديگر شاخص هاي فرهنگي و هم چنين، نشانگر علاقه به تمايز فرهنگي، استقلال سياسي و اقتصادي است.

سرزمين ايران از ديرباز تاكنون، پذيراي اقوام مختلفي بوده است كه هر يك بنا به موقعيت هاي پيش آمده و دلايل خاص خود به اين ديار مهاجرت كرده و در آن ماندگار شده اند. اقوامي كه هر يك از لحاظ ظاهر فرهنگي از نياكان خود تأثير گرفته و نيز بر بوم زادان خود مؤثر بوده اند.

گروههاي متفاوت قومي كه در مناطق مختلف ايران زندگي مي كنند. هر يك داراي ويژگي‌هاي برجسته‌اي هستند و تحت تأثير عوامل گوناگون از جمله عوامل اكولوژيكي منطقه قرار دارند، تن پوش ويژه اي به تن دارند كه در همان نگاه نخست، قوميت، حوزه زندگي، زبان و ساير مشخصات فرهنگي و حتي مذهب و اشتغالات اصلي زندگي آنان را در ذهن بيننده تداعي مي كند.

پوشاك سنتي ايران، بخش عظيمي از فرهنگ اصيل، بومي و معنوي ايران است و گنجينه پربها و باارزشي است كه هر قوم و ملتي وظيفه دارد در نگهداري و حفظ و سپردن تام آن به نسل هاي بعدي، اهتمام ورزد.

پوشاك سنتي و مطالعه آن در مجموعه اي از «سرپوش»، «تن پوش» و «پاپوش» و همچنين «زيورآلات» و جواهرات «محلي» محدود مي گردد. تنوع پوشاك زنان به خصوص در سرپوش ها و تن پوش ها، و نيز استفاده از زيورآلات و تزئينات و آويزه هاي پوشاك به مراتب بيش از پوشاك مردان است.

موارد استفاده از هر سرپوش و سربند، رنگ، جنس، اندازه، زيورآلات و تزئينات، نقوش و نحوه بستن آن و نيز مقدار پارچه لازم و اندازه ها، رنگ، جنس، تزئينات، نحوة دوخت و طرز تهيه ، كاركرد و موارد استفاده تن پوش نزد دختران و زنان معرف و نشان دهندة منزلت اجتماعي، شخصيت، موقعيت اقتصادي، سن و ويژگي هاي فرهنگي آنها به شمار مي رود. بنابراين پوشاك سنتي مي تواند دلايل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي به همراه داشته باشد كه ريشه در ساختار فرهنگي و موقعيت اقتصادي آنان دارد.

كامل بودن پوشاك سنتي و راحتي آن، زيبايي، استفاده مناسب از رودوزي هاي سنتي در تكميل و تزئين لباس، داشتن تجانس و قرابت فوق العاده با فرهنگ جامعه به خصوص با محل مورد نظر خود، و متناسب بودن با شرايط اقليمي و جغرافيايي، بر اهميت هر چه بيشتر آن مي افزايد. از اين رو اساس مطالعه در مردم شناسي پوشاك را مي توان در قالب عوامل زير دسته بندي نمود:

1- مباني اعتقادها و باورهاي ديني و فراگير

2- عوامل زيست محيطي و اقليم

3- شرايط و روابط اجتماعي از جمله نحوه معيشت و نيز قشربندي اجتماعي

4- تأثير همجواري با اقوام مجاور و نزديك

بديهي است كه هر يك از اجزاء پوشاك و زيورآلات متأثر از عوامل نام برده، مي باشند.

پوشيدگي از جمله شاخص هاي بارز پوشاك در فرهنگ ايراني است. استفاده از «سرپوش» در قوميت هاي مختلف رايج است اما در هر قوم و قبيله اي شكل آن، بنا به باورهاي آنان متفاوت است نظير پوشاندن دهان، چانه، و بيني نزد زنان تركمن يا پوشانيدن و بيرون گذاشتن قسمتي از مو نزد زنان كرد و بختياري، كه هر يك ريشه در هر دو باور فرهنگي و اعتقادي دارد.

همچنين فرم و برش تن پوش ها به گونه اي است كه علاوه بر راحتي آن، مانع انجام فعاليت هاي گوناگون نمي شود و پوشش كامل به شمار مي رود. پوششي كه علاوه بر پوشندگي، نشان دهندة قوميت و باورهاي مربوط به آن قوم نيز هست.

همان گونه كه لباس بلوچ با سوزن دوزي‌هاي زيبايش خود را
مي نماياند و هر يك از نقوش آن بيانگر محسوسات و باورهاي ديرينة آنها است.

يكي ديگر از عوامل مؤثر بر چگونگي پوشاك، اقليم و طبيعت اوست. نوع اقليم و طبيعت، كمي يا افزودني پوشش، بلندي يا كوتاهي، تيرگي يا روشني و ضخامت و نازكي جامه را سبب مي شود.

در مناطق گرمتر، اغلب از جامه هاي نازك و روشن تر و در مناطق سرد و كوهستاني از جامه هاي تيره و ضخيم تر استفاده مي شود. مردم منطق سردسير بيشتر از ساير مناطق از جنس پشمي و نمدي استفاده مي كنند.

معمولاً در تهيه پوشاك نيز از مواد موجود در طبيعت استفاده مي شود. همان طور كه تركمن پوشاك ابريشمي خود را با پرورش پيله هاي ابريشم تهيه مي كرده است، يا پاپوشي كه بانوي بلوچ از گياه صحرايي و محلي به نام «پورگ» فراهم مي كرده است و يا قبايي كه كردها براي تهيه آن از پشم بز استفاده مي كرده اند.

پوشاك و زيورآلات عناصر فرهنگي هستند كه با هم و در كنار يكديگر معرف ذوق، سليقه، شكوه و غناي فرهنگي هر قوم مي باشند.

علاوه بر تزئيناتي نظير نواردوزي، يراق دوزي، پولك دوزي، آويختن سكه ها و ... كه در پوشاك زنان ايلياتي مورد نظر مشاهده مي شود، تزئينات ديگري نيز مانند سوزن دوزي و نقش بندي در اين پوشاك ملاحظه مي شود.

وجود طرح ها و نقوش روي لباس منعكس كنندة آداب و سنن و باورهايي است كه با زندگي سنتي خاص يك منطقه در ارتباط است.

سواي تزئينات پوشاك، زنان خود را به زيورهاي گوناگوني مي آرايند. زيورآلات هر منطقه با تبعيت از نوع لباس آن منطقه از ويژگي خاصي برخوردار است. زيورها به تنهاي براي زيبايي به كار نمي روند. بلكه نشان و نمادي هستند كه علاوه بر بيان موقعيت اقتصادي و اجتماعي فرد، منعكس كنندة بسياري از جنبه هاي مادي و معنوي، مفاهيم اجتماعي، ديني، اخلاقي و هنري است.

رنگ مورد استفاده پوشاك، گوياي ويژگي هاي اجتماعي و فرهنگي هر قوم است. فرهنگ عامه، سرشار از نشانه ها و نمادهاست و نماد يكي از جنبه هاي بياني رنگ است. نمادهاي اين خصيصه تا حدي تحت تأثير خود آگاه انسان و تا حدي تحت تأثير شرايط اقليمي، اجتماعي، سياسي و مذهبي جامعه به شكلي پذيرفته مي شوند كه ممكن است خلاف آن در گروه ديگري رايج باشد. نمادين شدن رنگ به اقتضاي شرايط خاص حاكم بر جامعه صورت مي گيرد. تمام افرادي كه به يك تمدن وابسته هستند در مورد يك رنگ عكس العمل مشابهي دارند.

عشاير، كهن ترين قدمت و سابقة جوامع بشري را دارا مي باشند. اهميت زندگي عشايري و كوچ نشيني از آن روست كه از اولين اشكال زندگي انسان پس از عصر شكارگري است. بدين ترتيب مطالعه و پژوهش در زمينة هر يك از نمادها و عناصر فرهنگي مربوط به آنها، حائز اهميت است.

ايران كشوري است با جغرافياي متنوع و اقوام مختلفي كه در جاي جاي آن سكونت دارند، اقوامي كه هر يك تاريخ، فرهنگ، سنت و پوشاك مخصوص به خود دارند. تنوعي كه در جزئيات و كليات پوشاك هر قوم و عشيره مشاهده
مي شود، توجه را به بررسي و شناخت پوشاك عشاير جلب مي نمايد.

با توجه به نقش بسيار مهمي كه زنان عشاير در عرصة زندگي كوچ نشيني و انتقال فرهنگ داشته اند، از اين رو پژوهش حاضر، به شناخت و بررسي پوشاك زنان عشاير با توجه به تأثيرات اجتماعي ـ اقتصادي، فرهنگي و نيز تأثيرات اقليم و آب وهوايي بر آن، مي پردازد.


اهميت و ضرورت تحقيق:

با توجه به آنچه كه در بيان موضوع، مطرح گرديد، مواردي كه در اين پژوهش حائز اهميت مي باشند عبارتند از :

1- حفظ ارزش هاي سنتي و هويت ملي.

2- شناخت پوشاك زنان عشاير به عنوان يكي از مواريث فرهنگي و تعيين عوامل انتخاب آن از ديدگاه مردم شناسي.

3- حفظ و احياء پوشاك بومي به عنوان يكي از جلوه هاي زنده ميراث تمدني و هويت فرهنگي و جلوگيري از نابودي و اضمحلال آن.

4- كمك بي اشاعة فرهنگ بومي به مسئولان و دست اندركاران.

5- كاربردي بودن موضوع تحقيق.

 

اهداف تحقيق

1- بررسي و شناخت عوامل فرهنگي، اعتقادات و شرايط اقليمي كه مي تواند در شكل و تركيب لباس موثر باشد.

2- شناسايي پوشاك زنان هر يك از اقوام ايراني و ثبت و ضبط عناصر فرهنگي پوشش هاي آنها.

3- شناخت نمادها و سمبل هاي به كار رفته در نقوش و طرح هاي البسة زنان به عنوان نشانه شناسي فرهنگي و آشنايي با عناصر مستتر و عميق فرهنگ عشاير.

4- دست يابي به شناسه ها و شناخت عناصر اصيل و موجد فرهنگ ايراني از طريق كندوكاو در فرهنگ اقوام مختلف به عنوان خرده فرهنگ هاي تشكيل دهندة فرهنگ ايراني.

5- زمينه سازي و به دست دادن ابزاري جهت تحليل گفتمان‌هاي حيطة موضوعي زنان.

 

پيشينة تحقيق

طي چند دهة اخير، تحقيقات مردم شناختي در مورد پوشاك سنتي ايران و ويژگي هاي فرهنگي، اجتماعي بسيار اندك و محدود صورت گرفته است.

نخستين كسي كه در ايران به ثبت و ضبط پوشاك سنتي و بومي ايرانيان پرداخت، دكتر «جليل ضياءپور» است. آغازي بزرگ بر پژوهش پوشاك، بهترين و شيواترين عبارتي است كه مي تواند معرف اين بنيانگزار، در زمينة مطالعة پوشاك باشد.

"پوشاك باستاني ايرانيان از كهن ترين زمان تا پايان شاهنشاهي ساسانيان" نخستين كتابي است كه در اين زمينه توسط دكتر ضياءپور به چاپ رسيد (1343). پس از آن كتاب «پوشاك ايل ها، چادرنشينان و روستائيان ايران» تحولي عظيم را در پژوهش هاي مربوط به پوشاك اقوام مختلف ايران به وجود آورد، تأكيد وي بر اهميت اقليم و طبيعت و نيز ارتباط ميان اقوام مختلف است و همچنين، تأثيري كه بر شكل پوشاك مي گذارند. پس از انتشار اين كتاب در سال 1346 كتابهاي ديگري نيز از اين محقق بزرگ تحت عناوين «گزارشي از چگونگي پوشاك در زمان مادها(1347)، پوشاك ايرانيان از چهارده قرن پيش تا آغاز دوره پهلوي (1349) به چاپ رسيده است.

تاريخ تحول لباس در ايرن از آغاز تا اسلام (1346) نيز توسط آقاي ميرمحمد مشيرپور به بررسي تغييرات كيفي لباس ايرانيان در دوره هاي تاريخي پيش از اسلام تا ورود اسلام به سرزمين ايران مي پردازد.

يحيي ذكاء نيز لباس زنان ايران از سده سيزدهم هجري تا امروز تهران را در سال 1336 مورد بررسي واقع شده است.

"تاريخچة پوشش سر در ايران"، از كتاب هاي جامع و ارزنده اي است كه توسط خانم سهيلا شهشهاني (1372) مورد بررسي واقع شده است.

"تاريخ پوشاك ايرانيان" توسط دكتر محمدرضا چيت ساز، كار پژوهشي در حال انجام است. وي پوشاك ايرانيان را در چهار دوره مورد بررسي قرار داده است:

1- دوره ايران باستان

2- دوره ايران بعد از اسلام (6 قرن اول)

3- دوره ايران پس از اسلام

4- دوره معاصر

دورة اول اين كتاب، سال 1380 توسط انتشارات سمت به چاپ رسيده است.

پژوهشكدة مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي، تحقيقات و گزارشات مردم نگاري در مورد پوشاك محلي مناطق مختلف كشور انجام داده،
پژوهش هاي انجام گرفته، مردم نگاري پوشاك محلي استان هاي آذربايجان غربي، اردبيل، ايلام، بوشهر، خراسان، زنجان، سمنان، كردستان، كهكيلويه و بويراحمد، استان مركزي، هرمزگان و خوزستان بوده است.

نتايج حاصل از اين تحقيقات، در آرشيو پژوهشكده بوده و قابل دسترسي و استفاده براي علاقمندان نيست.

مجلات هنر و مردم (47-1342)، روزگار (1348)، ميراث فرهنگي (1369) و ... به اين مقوله پرداخته اند. گر چه مقالات و پژوهش هاي مربوطه به صورت اختصار بيان شده است ليكن در معرفي و پرداختن اجمالي به آنها موفق بوده است.

رساله هايي كه در زمينه عشاير كار شده است، بيشتر به بررسي وضعيت فرهنگي اجتماعي آنها، ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، و سياسي تحليل هاي مردم شناختي در مورد آداب و رسوم خانواده و خويشاوندي و صنايع دستي و مونوگرافي ايل مورد نظر پرداخته است و در اين ميان، نگاه گذرا و اجمالي نيز به پوشاك شده است.

بررسي پوشاك عشاير به طور خاص به صورت بسيار محدود صورت گرفته است و تنها بررسي و پژوهش مختص به يك دوره تاريخي ايل و طايفه بوده و كمتر به كار مقايسه اي پرداخته شده است، از جمله:

1- پوشاك زنان در دورة ايلامي و هخامنشي توسط خانم مهناز طاهري، تهران، دانشگاه تربيت مدرس، 1372.

2- بررسي پوشاك طايفه شش بلوكي از ايل قشقايي و عوامل فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مؤثر بر آن توسط خانم فروزنده رب دوست، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد مركز، 1374.

3- بررسي فرهنگي و مردم شناختي شهرستان تاكستان با تكيه بر صنعت لباس هاي محلي زنان توسط خانم فريبا رحمني، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد مركز، 1376.

 


چارچوب نظري تحقيق

نظريه هاي مردم شناسي براي استفاده از روشهايي است كه به آساني و با دقت و بطور همه جانبه بتواند در شناخت زندگي اجتماعي و فرهنگي و سيرتكاملي فرهنگ و تمدن جوامع راهنما باشد. (روح الاميني، 1372، ص 83)

نظريات مردم شناسي غالباً بر پايه پاسخگويي به سوالهايي در مورد وقوع رفتار اجتماعي به شكل موجود و علل تمايزات بشري بنا شده اند.

ارتباط ميان نظرياتي كه از پيش ارائه شده و اطلاعات جديد با وقايع اجتماعي كه در جريان است، دريافت عيني واقعيت را به عنوان اساسي ترين و بنيادي ترين ويژگي هاي علم نمايان مي كند.

از اين رو، در بررسي پديده هاي فرهنگي و انساني استفاده از نظرياتي كه شالودة علمي دارند، علاوه بر اين كه زمينة مطالعاتي مورد نظر را جهت دار
مي كنند، به روشن شدن بسياري از ويژگي هاي فرهنگي پديده موردنظر
مي انجامند و بدين ترتيب با شكل گرفتن اين پديده هاي فرهنگي، در چنين قالب علمي،‌برغنا و استواري هر چه بيشتر پژوهش افوده مي شود.

اين پژوهش، با به كارگيري نظريه هايي از مكاتب كاركردگرايي (بكارآيي) و اشاعه (تراوش) به بررسي و تحليل موضوع مورد نظر (پوشاك زنان عشاير با توجه به تأثيرات اجتماعي ـ اقتصادي، باورهاي فرهنگي و اقليم) مي پردازد.

در ادامه، جايگاه نظريات ياد شده در چارچوب تحقيق به اختصار بيان
مي گردد:

1- مكتب كاردكردگرايي (بكارآيي)

عبارت است از بررسي هر عمل اجتماعي و يا هر نهاد با توجه به رابطه اي كه با تمامي كالبد اجتماعي دارد. طبق اين تعريف كلي از مكتب كاركردگرايي، نظريه هاي مرتبط و وابسته به اين مكتب و نيز پژوهش مورد نظر عبارتند از:

1-1- نظريه نيازمالينوسكي:

در زمينه نياز، يك برداشت اين است كه نيازهاي نظام اجتماعي را برخاسته و نشأت گرفته از نيازهاي اشخاص مي دانند. شاخص ترين نظريه پرداز در اين مقوله «برانيسلاو مالينوسكي» است.

وي معتقد است كه «در يك تمدن و فرهنگ هر عاملي كاركردي نسبت به كل مجموعه دارد و كار آن عبارت است از تأمين نيازهاي انساني، از اين رو نتيجه مي گيرد كه پيدايش رسوم و معتقدات و سازمانهاي اجتماعي براي برآورده شدن نيازهاي غريزي انسان است»(م.روح الاميني، 1370، ص 121).

به نظر مالينوسكي، اجزاء و عناصر هر فرهنگ از آن رو پديد
مي آيد كه به يك رشته نيازهاي اساسي فرهنگي و انساني پاسخ گويد. در هر نظام فرهنگي همه رسوم و باورها و انديشه ها و اشياء مادي داراي نوعي كاركرد حياتي هستند و نياز معيني را برآورده مي كنند (گاربارينو، 1377، ص 15).

"مالينوسكي" نظريه فرهنگ و سازمان اجتماعي را براساس تجزيه و تحليلي كه به اصطلاح خود از طبيعت بشري به عمل آورده است بنا نهاده است. بدين گونه كه:

اگر انسان ها به دليل تركيب جسكاني و رواني خود داراي نيازهاي دائمي و مستمري هستند، پس اين نيازهاي اساسي، مستلزم وجود ترتيبات اجتماعي خاص است كه بتواند به طور مداوم آنها را براورده كند، اين ترتيبات و نظامات، انسان هايي را به وجود مي آورد كه بر روي آن، نظام هاي اجتماعي توسعه مي يابند. (توسلي، 1369، ص 225).

مالينوفسكي نيازهاي بنيادي انسان را به هفت گروه تقسيم نموده است و راه يابي پاسخ گويي به هر نياز را نياز مطرح نموده كه اين نيازها عبارتند از:

- نيازها مثل تغذيه، توليد و مثل، راحتي و آسايش جسماني، امنيت، آرامش، جنبش

- رشد كه راه تأمين آنها به ترتيب عبارتند از : خوراك،‌ازدواج و خانواده، لباس، حمايت، دفاع، بازي ها و راحتي، ارتباطات و آموزش.

مالينوفسكي معتقد است كه انسان ها بر پايه اين نيازهاي اوليه، نيازهايشان را مرتفع مي سازند. مثلاً براي راحتي و محافظت بدن از سرما و گرما و پوشش مناسب اين نيازها را برطرف مي كند آنچه كه در اين بحث قابل توجه است، اين است كه نيازهاي ثانويه بر اساس تمايلات نيازهاي اوليه شكل مي گيرند. مثلاً اگر چه همه انسانها پوششي براي خود دارند، اما آنچه كه آن ها در پوشاندن خود و چگونه پوشاندن خود رعايت مي كنند، به لحاظ فرهنگي مشروط، حائز اهميت مي باشد چرا كه هر جامعه اي با قوانين و تحريم هاي خاص خود در اين مورد مواجه مي باشند.

به اين ترتيب واضح است كه انسان ها به نيازهاي اوليه در قالب مكانيزم هاي فرهنگي گروه پاسخ مي دهند. و بدين سان همه خصايص و نهادها با نظام فرهنگي همبسته است. (گاربارينو، 1377، ص 87)

 

 

2-1- نظرية بقاياي تايلر:

به نظر تايلر، رسوم موجود، بقاياي عادات و رسوم جوامع در روزگاران پيشين است و در آغاز پيدايش كاركرد مفيدي براي مردم آن زمان داشته است، با طي شدن سير تكاملي جامعه، ضرورتاً رسوم مفيد ديگري جايگزين آداب گذشته شده و آداب پيشين بي فايده و بي معني تلقي گرديده است، به بيان كلي تر: رسوم بي معني موجود، بقاياي عادات و رسوم قديمي است كه چون جامعه به مرحله اي از سير تكامل خود دست يافته است آن رسوم فايده خود را از دست داده است.

بقاياي آئين فتيش، بهترين گواه براي عادات و رسوم كهني است كه هنوز هم در فرهنگ ما بخصوص جوامع ايلياتي و روستايي به چشم مي خورد. استفاده از ناخن پلنگ و خرس و دندان براي چشم زخم و شفا گرفتن و يا دخيل بستن به درخت با تكه پارچه اي رنگي به عنوان طلسم، وسيله اي است براي رسيدن به آرزوها و آن چه كه دور از دسترس است...

1- مكتب اشاعه بنيادها يا مكتب تاريخي يا تراوش:

اين مكتب به تحولات فرهنگ بشري به گونه تاريخي، توجه خاص دارد. تكامل جامعه خط سير معيني ندارد و آينده آن قابل پيش بيني نيست.

مكتب اشاعه، سير مراحل تمدن و فرهنگ را بر روي يك خط و در هر جامعه، مستقل و موازي با جوامع ديگر نمي داند. بلكه معتقد است كه
فرهنگ هاي جوامع از يك يا چند مركز اشاعه، گرفته شده اند و شباهت ميان فرهنگ ها به دليل رفت و آمدها، داد و ستدها، مهاجرت ها، لشگركشي ها و در نتيجه اقتباس يا تقليد يا اخذ يكي از ديگري است.

صاحب نظران مكتب اشاعه به سه گروه مكتب اشاعه انگليس، آلمان و آمريكا تقسيم مي شوند. اين سه، به اصل موضوع كه اشاعة فرهنگ است معتقدند ليكن تفاوت آنها در مهد اشاعة فرهنگ و سرچشمه آن و چگونگي اشاعة فرهنگ است.

از جمله صاحب نظران مكتب اشاعة آمريكا، فرانس بوآس است.

نظريات وي با تأكيد خاصي كه بر فرهنگ و بررسي تحولات تاريخي مربوط به آن دارد، شايان توجه است. وي فرهنگ را عامل وحدت انسان شناسي تلقي مي كند و آن را معادل با اهميت و ارزش صفر در رياضيات مي داند.

به طور كلي يك فرهنگ از فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاي گوناگوني تشكيل يافته است. قسمت هاي مختلف گرفته شده از فرهنگ هاي ديگر، روابط و اثرات مستحكم و متقابلي با يكديگر و در يكديگر دارند و درواقع اين تركيب فرهنگي مجموعه اي از اجزاء و برش هايي است كه پيرامون يك مركز معين تشكيل يافته و در مجموع، فعاليتي مشخص دارند و نقش اين اجزاء و برش ها را نمي توان به طور مجرد در نظر گرفت. (روح الاميني، 1371، ص 120).

بوآس با تكيه بر تحقيق درباره عمل توسعه اي كه پديده فرهنگي از آن گرفته شده است، عقيده دارد كه مطالعه توصيفي و محدود پديده هايي كه اشاعه يافته، مرحله اي مقدماتي و الزامي براي مطالعة تغيير فرهنگي يا فرهنگ پذيري يك جامعه است.

بدين ترتيب، با توجه به ابعاد موضوع و الزامات دستيابي به اهداف تحقيق، از نظريات نام برده در جهت تبيين ابعاد مختلف موضوع استفاده شده است.

همان گونه كه پيشتر در مورد پوشاك صحبت شد، انسان هاي نخستين براي حفظ بدن خود از سرما و گرما و به طور كلي شرايط جوي از تكه هاي پوست حيوانات و الياف گياهان و با بهره گيري از امكانات محيط پيرامون‌شان براي خود پوششي تهيه مي كردند، نياز انسان به پوشش اولين گامي است كه انسان را وادار به تهية آن مي نمايد.(نظرية نياز مالينوسكي)

به تدريج با آگاهي انسان از فنون ريسندگي و بافندگي و بافت پارچه و استفاده از علائق و ذوق انسان ها در تهية آن و به طور كلي مسير تكاملي زندگي انسان، پديده پوشاك به گونه پديده فرهنگي متجلّي مي شود. حركتي كه در جهت تكامل پوشاك آغاز شده، فراتر از رفع نيازهاي ابتدايي بشر پا
مي گذارد. بدين ترتيب، به وجود آمدن اشكال و تركيب بندي هاي متنوعي كه پديد مي آمد، علاوه بر اين كه نيازهاي آنها را مرتفع مي كند و كاربردي فراتر از پوشش آنها دارد، تركيبي زيبايي شناختي، به وجود مي آورد. وجود جنبه هاي تزئيني، گوياي طبقه و شأن و اجتماعي، سن و باورهاي آنها است. برخي اجزاء پوشاك كاربردي و برخي ديگر زينتي و گاه هم جنبه كاربردي دارند و هم نقش آرايه. مثلاً قسمتي از سرپوش براي رفع نيازي خاص پديد آمده اما پس از گذشت زمان به طرق مختلف آراسته مي شود و جزء زيورآلات زنان محسوب مي شود، علاوه بر اين كه كاربرد اوليه و اصلي خود را نيز از دست نداده است. در بعضي از مواقع نيز، آن جزء پوشاك كاركرد خود را از دست داده و تنها جنبه زينتي دارد. (نظرية بقاي تايلر)

يكي ديگر از عواملي كه بر تنوع و تغيير پوشاك نزد اقوام ايراني تأثير
مي نهد، همجواري شان با هم و تأثيرپذيري آنان از يكديگر است. در يك منطقه گاه چندين قوم ساكن هستند، بدين ترتيب پوشاك به تبعيت از تأثير همجواري، پوشاكي است كه تبعيت از سراسر آن منطقه مي كند.

بررسي تشابهات موجود در اجزاء پوشاك اقوام گوناگون با در نظر گرفتن حوزه جغرافيايي آنها، نشانه اي از تأثيرگذاري آنها بر يكديگر است. در اين راستا، برخي قوميت ها، عنصري خاص را از اقوام مجاور خود گرفته و پس از سازگار نمودن با فرهنگ و سليقة خود آن را مورد بهره برداري قرار داده اند. (نظريه اشاعة بواس)

استفاده از نظريات مورد نظر در تحقيق، كمك مي كند تا هر چه بهتر
پديده هاي فرهنگي را كه مشاهده مي كنيم ببينيم و شاخص ها و متغيرهاي فرهنگي را در يك قالب علمي، تميز دهيم.

 

فرض های تحقیق

-شرایط محیطی واقلیم در شکل ورنگ پوشاک مؤثر است.

-باورهای فرهنگی ومذهبی در شکل پوشاک مؤثر است.

-طبقه اقتصادی،اجتماعی در شکل پوشاک مؤثر است.

-همجواری اقوام در پوشش مؤثر است.

 

روش شناسي تحقيق

از آنجايي كه هدف علم مشاهده جوامع براي شناخت هر چه بهتر وقايع اجتماعي است، بنابراين روش هاي تحقيق در علم مردم شناسي بايد ويژگيهاي خاص خود را داشته باشد كه با ساير علوم از جمله جامعه شناسي نيز متمايز مي گردد.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید







---------------------------------=-------------------------------

✅ افزایش بازدید کانالها و چالشها



دانلود برنامه تبلیغات در تلگرام تبچی ویندوز

Download

www.Tabchi-Win.ir





---------------------------------=-------------------------------


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت 1:44 | بازدید : 132 | نوشته ‌شده به دست نگار افشاری | ( نظرات )
مقاله122-بررسی و شناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن160ص

مقاله122-بررسی و شناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن160ص

- مقدمه

درطول تاریخ بشر نیاز به ازدواج از گذشته وجود داشته ودر خاص شرایط خود را داشته مرد گرایی زنان در شرایط سخنی در یک دوره تاریخی رشد کرده، و ابعاد اقتصادی،اجتماعی،قابل است مرد گرایی زنان عواملی تشدید یا تضعیف کنندۀ آن می شوند، مرد گرایی آثار ونظریه ندارد عوامل وعلل وجود دارد واین موضوع اندیشمندان وروان شناس ومرد شناسان به فکر واداشته، وآنچه پس از این خواهد آمد از گذشته تابه حال یکی از بزرگترین خوشبختی انسانها داشتن همسری صالح وشایسته است آن بهره ای انسان را سامان
می بخشد داشتن همسری است که هر گاه به وی نظر بیفکند، شادی ومسرور گردد،اگر از نظرش دورباشد،برایش دلتنگی کند،همیشه حافظ اوباشد ونیززمانی که از اوخواهشی می کند با خوشرویی اطلاعات کند چرا گاهی بنای خانواده به این زیبایی را که خداوند روی آخر نظر دارد،طوری می سازیم که گذشت زمان می تواند هم چون موریانه ای، پایه های آخر را سست کرده تا جای که قادر به ادامه زندگی نبوده وبه ویرانی تبدیل می گذرد وآثار مجذب آخرنه تنها موجب شوربختی زن وشوهر می شود حتی اگر بیانگیر فرزندانشان نیز می گردد ومتأسفانه راهی برای ترسیم آخر باقی نمی ماند در اینجاست که باید بودید که چه عواملی سبب همین شغل بزرگ اجتماعی می گردند.

وچگونه باید از بروز آنها جلوگیری کرد؟به نظری می رسد برای اجتناب از چنین وضعیتی در زندگی قطعاً باید ازدواج راامری مهم به حساب آورده وبدون در نظر گرفتن بسیاری از مسائل وسنجیده است به احترام دراین مورد نزد همه چیز می گذرد حتی اظهار مشتقها،بوسه ها،دربرگه منتها وسایرتظاهرات عشق هایی جسمانی، اما رشته محبت دو روح که یک بار همدیگر را به آغوش کشیده وبه حقیقت،یکدیگر را شناخته اند،مرکز گسیخته نمی شود .

ما در فصل اول به موضوعاتی نظیر بیان مسئله می پردازیم و اهداف پژوهش را که به دو صورت کلی وجزئی است بیان میکنیم و اهمیت موضوع پژوهش را که بها دلائل نظری و کاربردی توضیح میدهیم و فرضیات یا سؤالات اساسی تحقیق را که با توجه به متغیرهای مستقل و وابسته تنظیم شده اند را می آوریم . بخش دیگر دیاگرام است که بیان کننده رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته است و در آخر این فصل هم اصطلاحات و متغیرهای تحقیق را تعریف می کنیم که این تعاریف به دو صورت و در دو سطح نظری وعملیاتی است .

 

2 - بیان مسئله

چرا در جوامع امروزی با این همه حمایت از زنان تمایل دارند که با بعضی از مردان متأهل رابطه داشته باشند ازدواج وتشکیل خانواده یکی از بهترین ومهم ترین رسوم اجتماعی انسان هااست که از فطرت آنها مایه می گیرد ودر طول تاریخ همواره مورد قبول انسان ها بوده است هر چند ازدواج یکی از ضروریات زندگی انسان ها به شمار می رود اما همیشه موفقیت وشادمانی زوجین نیست عدم رعایت حقوق انسانی اخلاقی،علل اقتصادی،بیکاری ، تفاوت فرهنگی زوجین ناتوانی جنسی،انحراف جنسی،اعتیاد به مواد مخدر،غیبت یکی از زوجین یکی از عمده دلیل اختلاف زناشویی است که باعث می شود زن به خارج از خانه پناه ببرد عواملی که روی مرد گرایی زنان تأثیر می گذارد وباعث جذب زنان متأهل می شود انتقام جویی، بی محبتی، نبودن فرهنگ مذاکره، گفتگو،ازدواج اجباری،خود خواهی، شهوت زیاد.

آثاری که مرد گرایی زنان در جامعه به وجود می آورد زنان به صورت زننده در جامعه ظاهر می شوند وبرای مردانی که دارای تقوای لازم نیستند ویا نمی توانند رابطه شان را براساس معیارهای درست تنظیم کنند بسیار جالب جلوه می کند ولذا نسبت به همسر خود بی رغبت شده واختلافاتی را پدید
می آورد تمایل به مردان متأهل یکی از آسیبهای اجتماعی وخانوادگی بوده وعلتی برای بروز آسیب های بیشتر از جامعه است هگل اعتقاد دارد. جسارت دیدن اولین شرط در تحقیق می باشد جسارت دیدن باعث می شود که
پدیده های اجتماعی خوب ببینیم وقدرت مشاهده بالایی پیدا کنیم. دکارت هم
می گوید برای آن که بدانیم مردم واقعاً چه فکر می کنند وچگونه کار می کنند وبه حرف زدن توجه نکنم به خودش نگاه کن آن چه که می کنند نگاه کن نه به آخر چه می گویند رفتار اجتماعی برخورد اجتماعی صحیح یک زن گویای همه چیزمی باشد در این جا این سوال مطرح می شود آیا حکومت ها فکر کرده اند که رابطۀ زنان با مردان متأهل باعث چه چیزی در جامعه می شود مرد گرایی زنان یک پدیده اجتماعی است. همانند سایر پدیده های اجتماعی متأثر از یک عامل نیست بلکه مجموعه ای از عوامل در آخر دخالت دارند مردی که مبادرت به ازدواج یا صیغه می کند بی محبت می شود بهانه گیر می شود این بهانه گیری منجر به بد شدن شرایط زندگی می شود زندگی حالت معلق وسردرگم پیدا می کند واین عدم ثبات در زندگی را به ارمغان می آورد.

به گزارش نیروی انتظامی: عده ای از زنان پس از ازدواج دست به رفتارهای نابهنجاری می زنند که ما شاهد فرار زنان، فرار دختران هستیم.که به خاطر عدم کفایت مالی، اقتصادی، شغلی، دینی،مذهبی،باعث می شود زن ومردبه نقطه متقابل هم برسند وباعث می شود که ما شاهد این می شدیم که زنان تمایل زیادی نشان می دهند که بامردان متأهل رابطۀ اجتماعی جنسی داشته باشند مرد گرایی زنان به عنوان یک بحران در جامعه مورد تحقیق درآمده و
می خواهیم توسط آسیب شناسان اجتماعی روان شناسان جامعه شناسان پژوهش انجام دهید وراهکار و راه حلی برای این پدیده اجتماعی پیدا کنیم.

جامعه و مسئولین چه وظیفه ای در این قبال دارند ؟ چه عواملی گرایش به مرد گرایی و تمایل به ازدواج آنها میشود ؟

بخشی از عوامل هست که به صورت عمومی بر روی پدیده ها تأثیر میگذارند ، از قبیل سن ، جنس ، تحصیلات ، نژاد ، طبقه ، شغل ، خصوصیات جسمی ، مذهبی ، ملیت ، میزان مطالعه ، درآمد ، ثروت ، محل تولد ، رشته تحصیلی ، نوع تخصص ........ بعضی عوامل دیگر از عواملی هستند که به صورت تخصصی بر روی یک پدیده تأثیر میگذارند : مثل لذت بردن که ممکن است شخصی این تصور را از گرایش خود به سمت مرد گرایی داشته باشد .

شیک بودن و امروزی بودن و راحت بودن از دیگر عوامل تأثیر گذار بر روی گرایش زنان به مرد گرایی است . عدم آگاهی ، افراط و تفریط ، جمال ، فرهنگ ، جامعه ، خانواده ، عدم اطمینان ، تربیت ، خودنمایی و ......... از دیگر عوامل تأثیر گذار در این زمینه است .

مردگرایی امروزه در بین بسیاری از افراد رواج پیدا کرده است به خصوص خانمهای جوان که به نوعی سعی میکنند در زندگی خود از این الگو تبعیت کنند و خود را گرفتار آن کرده اند مثلاً نوع پوشش و حتی در رفتارهای خود به نوعی مرد گرایی است .

حال باید کوشید تا علل و عوامل گرایش به این پدیده ی مهم اجتماعی را کشف کرد و درصدد برطرف کردن آن بود و راهکارهایی را جایگزین آن کرد تا افراد را از این تصور و باور اشتباه بیرون آورد و راه والگوی صحیح را به آنان نشان داد .

 

3 - اهداف تحقیق:

- اهداف کلی:

بررسی و شناخت مرد گرایی زنان متأهل و عوامل تأثیر گذار بر روی آن به منظور کاهش مرد گرایی در جامعه .

- اهداف جزئی:

الف) بررسی وشناخت عوامل فرهنگی (مانند تحصیلات،مدرسه،ساعت مطالعه ... ) مرتبط با مرد گرایی زنان متأهل.

ب) بررسی وشناخت عوامل روانی(مانند خودخواهی، بی محبتی،نبودن فرهنگ مذاکره وگفتگو،شهوت زیاد و...) مرتبط با مرد گرایی زنان متأهل.

ج) بررسی وشناخت عوامل اقتصادی(مانند درآمد،مردگرایی، ازدواج با صاحبان مشاغل پر اهمیت و...) مرتبط با مردگرایی زنان متأهل.

د) بررسی وشناخت رابطۀ سایر عوامل (مانند امنیت شغلی،جنسیت و...) مرتبط با مردگرایی زنان متأهل.

 

 

 

 

 

4 - ضرورت واهمیت تحقیق:.

امروزه مسأله ی مرد گرایی به عنوان یک معضل[1] اجتماعی همگان را به خود مشغول کرده است . بی محبتی ، خودخواهی ، انتقام ، .......... ما از طرفی میبینیم کتابهای مذهبی و تاریخی ما مملو از سفارش به پاکی و درستی است .

به طور طبیعی نگاه مردم در این میان به نحوه عملکرد مسئولین است که موجب الگو سازی در جامعه شده و به دنبال آن رسیدن به نحوه زندگی درست به صورت آرزو و هدف در می آید و قشر بزرگی از مردم وقتی نتوانند به آن خواسته ها برسند تلاش بیش از حدشان برای رسیدن به خواسته هایشان باعث عدم تعادل در زندگی و در نهایت موجب بروز ناهنجاری رفتاری میشوند که همراه با نارضایتی است .

اگر در گذشته دختران و پسران ازدواج کرده و زندگی می کردند و با تحمل تحولات زندگی تاپایان عمر در کنار هم زندگی می کردند . امروزه زندگیها تداوم زیادی ندارد و اگر هم داشته باشد زن در پی خواسته های خودش است

به همین دلیل است که مسأله مرد گرایی باید مورد بررسی قرار گیرد اثرات و پیامد آن به طور دقیق و روشن برای همه مشخص شود و برای مبارزه با این پدیده و کاهش آن در بین مردم باید تلاش بسیاری صورت گیرد در اینتا کنون تحقیقاتی صورت گرفته است ولی کافی و جوابگو نیست و در این باره باید تحقیقاتی جدی و مفصل صورت پذیرد تا بتوان به نتایج مثبتی رسید .

 

5- فرضیه های تحقیق

- به نظر می رسد بین درآمد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین شغل ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین سن ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین قدرت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین فقر ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین فرهنگ ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین بی محبتی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین خودخواهی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می سد بین شهوت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین بیکاری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ازدواج اجباری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین سن تجرد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسدبین وضعیت مالی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین محل سکونت ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین عقیم بودن مرد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اختلاف سنی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اعتیاد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

-به نظر می رسد بین محیط ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین خشونت علیه زن ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ناتوانی جنسی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظرمی رسد بین انتقام جویی ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین اقتصاد ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین چند همسری ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین عدم تمکین ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

- به نظر می رسد بین ساعات مطالعه ومرد گرایی زنان متأهل رابطه معنا داری وجود داشته باشد.

 

6 - دیاگرام تحقیق:

 

 

1- سن

2- تحصیلات

3- تأهل

4- شغل

5- محل سکونت

6- درآمد

7- ثروت

8- فرهنگ

9- رشته تحصیلی

10- اعضای خانواده

11- بی محبتی

12- چند هسری مرد مرد گرایی

13- رابطه با خانواده زن و شوهر

14- فقر

15- تشویق و تنبیه

16- محیط زندگی

17- خشونت علیه زن

18- ساعات مطالعه

19- دوستان

20- وسایل ارتباطی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

7- تعریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق

سن : تعداد سالهایی که از عمر افراد میگذرد .

سن بیان کننده طول عمر و میزان عمر افراد است که می توان آن را به کمتر از24سال ،از 24تا27سال و27 سالبه بالاتر تقسیم کرد

تحصیل حاصل کردن ،بدست آوردن ،کسب معلومات ......

کسب سوادو دانش که می توان آن را به صورت کمتر از دیپلم ، دیپلم و فوق دیپلم ،لیسانس و بالاتر تقسیم کرد .

تـاُهل : اهل و عیال داشتن ، زن داشتن ، متأهل شدن ،

یعنی وضعیت زندگی افراد که میتواند به دو صورت مجرد و متأهل باشد

شغل : یعنی کار و پیشه و سرگرمی . فعالیتی که برای کسب درآمد انجام می شود .

کاری که افراد برای برآورده کردن نیازهای اقتصادی و مادی خود انجام می دهند که میتوان آنرا به دو صورت اداری و غیر اداری و سایر تقسیم کرد .

محل سکونت : یعنی جای زیستن .

یعنی جایی که افراد به همراه افراد دیگر یا به تنهایی در آن زنگی میکنند که میتوان آنرا به مناطق 1 تا 5 ، 6 تا 10 ، 11 و بالاتر تقسیم کرد .

درآمد : یعنی مزد حاصل از کار و فعالیت .

پولی که از انجام کاری بدست می آید و میتوان آنرا به کمتر از 300 هزار تومان ، 300 تا 400 هزار تومان و بالاتر تقسیم کرد .

فرهنگ : یعنی خرد وادب .

رفتارهایی که در طول زمان در یک قوم یا اجتماع به صورت هنجار درآمده است و به خرده فرهنگهایی مانند فارس ، کرد ، لر ، ترک و سایر موارد تقسیم می شود .

رشته تحصیلی : یعنی درس خواندن در یک زمینه خاص .

که میتوان آنرا به علوم انسانی ، علوم تجربی ، علوم ریاضی و سایر موارد تقسیم کرد .

اعضای خانواده : افرادی که با یک فرد در حال زندگی هستند و خانواده فرد را تشکیل میدهند و میتوان آنرا به 4 نفر یا کمتر ، 5 نفر ، 6 نفر بیشتر تقسیم کرد .

شیک پوشی[2]: خوش اندام ، خوش جامه ، پاکیزگی ، دلربایی ، خوش نما شدن .

تمایل برای داشتن ظاهری متناسب و مورد پسند و میتوان آنرا به تمایل کم ، متوسط ، زیاد تقسیم کرد .

زیبائی : قشنگی ، جلوه گری ، خوشگل بودن .

خصوصیتی است که افراد برای دستیابی به آن تلاش میکنند و میتوان آنرا به زیبائی ظاهری ، زیبائی درونی و هر دو تقسیم کرد .

توجه به خود ، یعنی اهمیت دادن به وضعیت خود از لحاظ زیبایی و پوشش و سایر موارد که می توان آن را به کمتر از 1 ساعت در روز ، 1 تا 2 ساعت در روز ، 2 ساعت و بیشتر تقسیم کرد.

مد : طرز و روش به حالت روز شدن.

پیروی افراد از یکسری فرهنگ ها و پوشش ها که این پیروی را می توان به صورت کم ، متوسط ، زیاد تقسیم کرد.

فراغت : بیکاری ، آسایش ، فرصت ، نشاط ، فارغ بودن.

یعنی مدت زمانی که افراد فارغ و آزاد از کارهای روزانه هستند و درگیری ذهنی ندارند.و این فراغت را می توان به صورت گردش و تفریح ، مطالعه ، خرید کردن و سایر موارد تقسیم کرد و گذارند.

دوستان : هم راز ، مهربان ، همدم ، غمخوار ، همراه.

و می توان آنها را به 4 نفر و کمتر ، 5 تا 8 نفر ، 9 نفر و بیشتر تقسیم کرد.

وسایل ارتباطی : وسایلی هستند که افراد از طریق آنها اطلاعات و آگاهی به دست می آورند.

و می توان آنها را به رادیو ، تلویزیون ، روزنامه ، اینترنت ،ماهواره و سایر موارد تقسیم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


-1مقدمه

مرد گرایی زنان پدیده ای بشری که امروز جزو پدیده های اجتماعی کنار پدیده های جهان طلاق، جرائم، اجتماعی و... مورد توجه قرار گرفته است ودرصدد مقابله با آن بر آمده اند اما باید قبل از آن این پریدن شناخت وعوامل مؤثر بر آن را شناسایی کرده چرا که در هر کشور وجامعه ای این پدیده دیده شده است.

مرد گرایی دارای معنای ومفاهیم زیادی است وتعریفای زیادی ازآن به عمل آمده وتقسیم بندی های مختلفی ازآن شده است.

مردگرایی زنان نتیجه در رفتار درونی است که ناشی از ناکامی در خود بروز می کند وبنابر عقیده آن را تقسیم بندی ومرتب می کنیم.

مردگرایی ناشی از بی هنجاری بسیاری در بیان عوامل تأثیر گذار مانند جنس،فاصله سنی،بیوگی،مجرد،مطلقه بودن،نداشتن فرزند،تمرکزجمعیت،اقامت در شهرهای بزرگ،بالا بودن هزینه های زندگی،بحران های اقتصادی اعتیاد،سوءسابقه اختلافات خانوادگی،اختلال روانی را مؤثر می دانند گروهی دیگر وجود طبقات اجتماعی در هر جامعه ای بدون اراده افراد بشر بوجود می آیند در بروز این پدیده بشری که در کنار پدیده های دیگر مؤثرمی دانند مرد گرایی در تمام طبقات اجتماعی چه در طبقه بالا وچه در طبقه متوسط ویا پایین دیده می شود برخی از صاحب نظران از خدمت های زندگی مفهوم سبک زندگی را خارج کرده اند وگفته اند که سبک زندگی شامل نحوه گذراندن اوقات فراغت،ورزش، میهمانی دادن، هدیه دادن،دست دادن،نحوه صحبت کردن می شود که تحت تأثیر پایگاه طبقاتی شخص قراردارد. میعاد گاه معاشرت وملاقات با دوستان وهمتایان نیز ظاهراً با موفقیت های طبقانی اشخاص بی ارتباط نیست.

مردگرایی پدیده ای بشری است که محصول زندگی وی در اجتماع می باشد ودر کنارپدیده هایی چون بزهکاری وجرائم دیگر قابل توجه می باشد وبرای کنترل آن در جهت کاهش آن باید اندیشید وبرنامه ریزی دقیق انجام داد.

این پدیده مانند دیگر پدیده های اجتماعی چون طلاق،اعتیاد،فرار از خانه،... در همه جوامع دیده می شود وامکان ریشه کن کردن آن به طور کلی منتفی است اما این پدیده را می توان کنترل کرد وبرای کنترل آن مانند هر پیامد اجتماعی باید ابتدا آن را شناخت وازدیدگاههای متفاوت به آن نگریست وعلتها را یافت وبررسی کرد سپس در جهت کاهش آن اقدام نمود.

می توان گفت مردگرایی زنان پدیده سنجیده ای است ونمی توان به راحتی راهکاری جهت کنترل یا کاهش آن پیدا کرد نظریات مختلفی در مورد مرد گرایی وجود دارد. که نتیجه مستقیم وغیرمستقیم عملی است که شخص وبانی آن را انجام داده است واز نتیجه عملش آگاه بوده است.

 

2- تعریف

1-2 - زن ومرد وعشق

برای تشکیل جفت تنها وجود مرد وزن کافی نیست بلکه یک رابطه درونی وعامل عشقی ومحبت لازم است بسیاری از زنان ومردان برای این که تنها نباشند یا برای این که اولاد داشته باشند ویا به علل دیگر با هم ازدواج نموده اند واغلب هر دو طرف فاقد عوامل اصلی واختلاط معنوی می باشند دو جنس متضاد با ارادۀ،شخصی یا احساسات به هم نزدیک می شوند.موضوع عشق ومحبت جز وشرایط اولیه است. عشق پایه ازدواج را محکم نمی کند خیلی از زنان ومردان هستند که با وجود محبت وعشق که به هم دارند در زناشویی خوشبخت نیستند بعدعشق ممکن است پایدار نباشد وپس از چندی طرفین نسبت به هم سرد شوند در صورتی تفاهم وهم آهنگی از حیث اخلاق وفکر باشد وتمام عمر می توانند با هم زندگی نمایند پس زن وشوهر اگر بخواهد خوشبخت وسعادت مند شوند باید همدیگر جبران نموده یعنی مکمل یکدیگر کردند آدم وحوا در بهشت زمین به همدیگر رسیده اند مرد از حیث جم وروان با زن با هم مخلوط ومکمل یکدیگر هستند ولی متأسفانه از نظر رابطه عشقی خیلی کوتاه است(نوید،1381،ص 88).

 

همانطور که در مرد ملاحظه می شود زن ومرد وعشق دو جنس متضاد با ارادۀ شخصی یا احساسات به هم نزدیک می شوند موضوع عشق ومحبت جزء شرایط اولیه است وآدم وحوا در بهشت زمین به همدیگر رسیده اند.

یک رهگذر خطرناک وصعب العبور در مسیر زندگی جوانان .عشق،افسر زندگی وسعادت جاودانی است عشوه گیریهای شامپانی عشق است عشق تنها یک نوع جنون نیست بلکه ترکیبی از چند نوع جنون در قضایای مربوط به عشق فاصلۀ میان پاکی وخطا یک بوسه است در زیر لفافه عشق چه جنایتها وتبهکاریها که نمی شود وچه آلودگیها بنام عشق مقدس انجام نمی گردد. مردان وزنان باید مراقب دامهای گوناگون عشق پاک باشند که پس از افتادن در آن زهائی وجود ندارد وکفاره یک لحظه غفلت وخوش بینی وتسلیم الفاظ ویا کارانه تو خالی شدن را گاهی در یک عمر هم نمی توان داد کسانی که از نظر محبت کمبودی دارند درمحرومیت بسر برده اند وخیلی زود تسلیم عشقها ومحبت ها می شوند همین محرومیت سبب می کرد که زود فریب بخورد وبه دام افتند باید بیش ازدیگران مراقب باشند.( مکارم شیرازی، 68،ص 75)

همان طور که در متن ملاحظه می شود. عشق کلمه زیبایی است که از آن باید بگیری ودر خطر است شروع به حرکت کن عشق انسان را زنده فکر می دارد وچه عشقهایی که انسان را نابود می کند.

جوانانی که قبل از برخورداری از روابط جنسی شروع می بایست سالیان متمادی را در انتظار بگذرانند عملاًممنوعیتهای دینی واجتماعی را نادیده می گرفتند مهمتر آیا هیچ هیجان عاطفی وجنسی درآنان برانگیخته نمی شد آیا چنین افرادی قادر به عشق ورزیدن بودند این واقعیت تلخ که تعداد ولادتهای نامشروع نشانه برقراری روابط جنسی بیرون از محدوده زناشویی وبارداریهای قبل از ازدواج نشانه برقراری روابط جنسی قبل از ازدواج رسمی بوده عشق دهقانی در چارچوب ممنوعیتهایی که طالبان ازدواج می پذیرفتند باز هم آنان همسر خود را بالنسبه آزادانه بر می گریزند در نتیجه تعداد وصلتهای همراه با عشق به مراتب بیش از ان بود که معمولاً تصور می شود.

( سگالن،1370،ص76)

عشق درجوامع همانطور که در متن ملاحظه میشود دهقانی وچه در جوامع شهری با مشکلات خاص روبه رو می باشد وهر دو جوامع باعث تولد فرزندان نامشروع می شود در هر رابط جنسی وجود دارد.

2-2 برابری جنسی

پاکدامنی شرط ایمان وآلودگی نشانۀ ضعف ایمان است،غریزه جنسی طغیانگر است وبه کنترل حفاظت نیاز دارد در ارضای غریزۀ جنسی ومحدودیت لازم است ولی ممنوعیت خلاف فطرت است ازدواج راهکار اسلام برای ارضای نیاز جنسی است جوانی که به عنوان آزادی جنسی واز روی راحتی طلبی ازدواج را ترک می کند ویا به تأخیر می اندازد وقابل ملامت است نه آن که به جای گناه و روابط نامشروع تن به ازدواج می دهد هر گونه را از ازدواج برای ارضای نیاز جنسی، تجاوز به حدود الامی است .

(قرائتی، 1385، صص161 162).

ازدواج همانطور که در متن ملاحظه میشود راهکار اسلام برای ارضای نیاز جنسی است پاکدامنی شرط ایمان وآلودگی نشانۀ ضعف ایمان است.

برابری جنسی بدان معناست که زن ومرد عشق وحقوق و وظایف یکسان دارند وهمه از فرصت های مساوی در جامعه برخوردار هستند هم چنین برابری جنسی مربوط به عدالت وتقسیم مسئولیت ها است هم در جامع وهم درخانواده اگر جنسیت مانع از آن شود که ما بتوانیم نقاط قوت وضعف فرد را ببینیم این امری می تواند به تبعیض وفرصت های محدود برای فرد منجر شود هدف از این قانون آن است که با مرد وزن به طور یکسان برخورد شود این قانون برای هر دوجنس حائز اهمیت است گر چه این قانون توجه ویژه ای به موضع زنان دارد (سایت تساوی حقوق زن ومرد).

برابری جنسی همانطور که در متن ملاحظه میشود زن ومرد وحقوق یکسان دارند که از فرصت های مساوی در جامعه برخوردار شوند برابری جنسی مربوط به عدالت وتقسیم مسئولیت ها است هم در جامعه وهم در خانواده وجنسیت مانع آن نباید باشد.

در صورت وجود یک گرایشی در مرد به وجود آمدن بی قراری جنسی پس از آغاز فعالیت جنسی از نظر مردآشکار وپیش پا افتاده هستند به ویژه اگر مرد مورد نظر قبلاً چند شریک دیگر را نیز تجربه کرده باشد با این که زن جوانتر برای مرد سالمند از نظر فیزیکی نمی تواند شریک جنسی مناسبی باشد اما در نظر بیشتر مردان همین عامل ناآشنایی بازن جدید موجب تنوع وجذابیت جنسی می گردد برخی از زنان خیلی از نظر جنسی زیاد به شوهرانشان علاقه مند نیستند ونسبت به آنها ملاحظه جنسی نیز ندارند در همین موارد مرد حق دارد لاقل ناخود آگاه از زن کناره بگیرد.( تقدمی،1381،ص 157).

روابط جنسی همانطور که در متن ملاحظه میشود زن جوان برای مرد سالمند از نظر فیزیکی نمی تواند شریک جنسی مناسبی باشد علاقه نداشتن زنان به همسرانشان از لحاظ جنسی در این امر باعث می شود که مرد از زن کناره گیری نماید.

 

 

 

 

3-2- فرهنگ

معنی و مفهوم فرهنگ : برای فرهنگ معانی متعددی ذکر شده است . فرهنگ کلیت در هم تافته ای است شامل دانش ، دین ، هنر ، قانون ، اخلاق[3] و هر گونه توانائی و عادتی که آدمی همچون عضوی از جامعه بدست می آورد . هر چند که در عرف مردم عادی واژه فرهنگ مترادف با تربیت است و فرد بی فرهنگ را بی تربیت مینامند ولی این تعبیر اطلاق جزء بر کل است .

فرهنگ اسلامی و غیر اسلامی : فرهنگ اسلامی همانگونه که از پسوند آن معلوم است فرهنگی است که مبتنی بر موازین شرع مقدس است و هماهنگ با جهانبینی و ایدئولوژی خاص آن باشد . اما فرهنگ غیر اسلامی شامل مجموعه فرهنگهایی است که اسلام را به عنوان تنها ملاک و منطق ارزش گذاری رفتارهای فردی و اجتماعی نپذیرفته باشند (مکارم شیرازی ، 1372 ، ص 18 )

فرهنگ کلیت در هم تافته ای است شامل دین ، هنر ، دانش ، قانون و هر گونه توانائی و عادتی که آدمی همچون عضوی از جامعه بدست می آورد واژه ی فرهنگ مترادف با تربیت است .

اولین هنری که انسان به وجود آورد نقاشی است خاستگاه هنربرخاسته از میل جنسی وبه نسبت اجتماعی می شود هنرهای خاستگاه فرهنگی واجتماعی تا ابزاری پیدا می کنند که به همه چیز فائق آید.لرواگوران در این زمینه
می گوید:در هر اثر هنری دو جز به هست نخست زیبایی اثر دوم انگیزۀ آفرینش آن (روح المیتی،1382،ص 73).

همان طور که در متن ملاحظه میشود خاستگاه هنر برخاسته از میل جنسی وبه نسبت اجتماعی می شود در هر هنر دو جز به هست تحت زیبائی اثر دهی انگیزه آفرینش.

بر اساس این اهل جزمی که جهان باقی است قرار ندارد همان گونه که بر پایۀ قول مسلم فانی بودن دنیا استوار نگردیده است اینکه اصول عقاید چه می گویند مصراح نیست آنچه باقی می ماند تولد پیری،مرگ،رنج وزاری،حزن، تهیدستی،نکبت ویأس است وبه مخالفت این چیزهاست که من به پهنه زمین سخن می گوییم ما غریزۀ نیرومندی برای بقا داریم میلی شدید برای زندگی کردم وگرنه چگونه می توانستیم زیربار بردگی ،گرسنگی،درد،زندان، وجدان، کشمکش تاب آوریم وباز هم زندگی را برگزینیم( سکالیا،1382،ص 96)

همان طور که در متن ملاحظه میشود زندگی مقدس است آن چه باقی می ماند تولد،پیری،مرگ،رنج زاری،خون، تهیدستی ،نکبت ویأس است.

 

 

4-2- زنان

در ادبیات دینی ما به جلوه گری زنان به دیده چندان مثبت نگریسته نشده است اگر نگوئیم منفی نظر شده است . صرف نظر از سخنانی که ذر باب زیبائی ، عشق و هنر و.......... به عنوان مظاهر اختصاصی بشر متبلور در تهبی و ترغیب به خود زیوری زنان در خلوت برای شوهر که یک

دوگانگی اجمالی را به ذهن متبادر میسازد . خودنمایی خودنمایی منفی یا زیور مثبت از جهاتی شایسته است . بدون تردید آن قدر که زنان به تجمل و خود آرایشی روی دارند ، مردان ندارند و آن قدر که مردان در آن آزاد و مجازند زنان نیستند . بدور از هر گونه داوری ارزشی راز این خصلت گاه افراطی میان زنان را در چه میتوان جست . آیا این که مذموم است یا پسندیده سخن دیگری است . زن جنس لطیف است و با همه اصراری که بر تساوی زن و مرد در حقوق می رود بر عدم تساوی آنان در طبیعت نیز باید برود . به راستی خداوند دستگاه آفرینش زن را به گونه ای آفریده است که میتواند نقطه وصل انسان به ملکوت و مأوراء باشد و این کارآمدی در پناه ویژگیهای منحصر به زنی است که زیبایی و زیبایی دوستی مظهر اتم آن است . نمایش این بعد از وجود از طرف زن به خصیصه ذاتی وی مربوط است و عدم برخورد صحیح با آن ویا عدم درک شایسته آن نقصانی در تماشاگر است نه جلوه گر . به سامان آوری زیبایی نمایی یا تجمل از طرف دین یا دین داران تلاشی است مبارک و برخاسته از شناخت اما محو و طرد آن پوششی است بر تجلی عظمت الهی . این اساسی ترین عامل در گرایش زن به تجمل و آرایش است که از طرف خداوند در آن گذارده شده است و مقابله افراطی به آن نه از سر دینداری صحیح که از روی تعصب است .

( واسمی ، 1373 ، صص 97 و 98 )

همانطور که در متن ملاحظه میشود در ادبیات دینی ما به جلوه گری زن به دیده چندان مثبت نگریسته نشده است . بدون تردید آنقدر که زنان به تحمل و خود آرایشی روی دارند مردان ندارند و آنقدر که مردان در آن آزاد و مجاز هستند زنها آزاد نیستند .

قراردادن خداوند از آدم وهمسرش (همسرش از جنس او آفرید تا به وسیله آنها آرامش یابد از جنس شما قرار دارد نه از اعضای بدن شما. وعدالت دربارۀ همسران عدالت در امور زندگی از قبیل هم خوابگی ومسایل زندگی رفاه وآسایش است ویا عدالت در حریم قلب وعواطف انسانی نیز هست خداوند می گوید:شما هر چه قدر کوشش کنید نمی توانید در میان همسران خود از نظر تمایلات قلبی عدالت ومساوات برقرار سازید وتعدد زوجات یک اجتماعی است اگر تعدد زوجات نباشد آنها برای همیشه بدون همسر باقی می مانند (شیرازی، 1382،ص 85).

همانطور که در متن ملاحظه می شود آدم وهمسرش از جنس خودتان آفرید تا به وسیلۀ آنها آرامش یابید در حریم قلب وعواطف انسانی عدالت را رعایت کنید تعدد زوجات یک ضرورت اجتماعی است تا فساد وفحشا در جامعه کاهش پیدا کند.

یاد خداوند مایه آرامش وروح است وهمسر مایۀ آرامش جسم و روان از نشانه های قدرت وحکمت الهی،آفرینش دختر وپسر وحفظ تعادل در آفرینش آنهاست گر چه این دو ویژگی های متفاوتی دارند ولی مرد وانسان اند ونیاز به انس به الفت دارند این نیاز به دوران های مختلف نوزادی خردسالی ونوجوانی در خانواده وبه دست والدین برآورده می شود مابا رسیدن به سن رشد بلوغ وبروز غریزۀ جنسی این نیازمتوجه خارج از خانواده می شود. از آن جا که وجود این غریزۀ در دستگاه وجودی انسان ها به دست خداوند حکیم برنامه ریزی شده است.

بنابراین خداوند با جهل قوانین ومتعادل زمینه را برای ارضای صحیح آن فراهم کرده است .وهر یک از همسران عامل آرامش یکدیگر هستند وخداوند میان آنها الفت ومحبتی قرارداده که شرایط رابرای تداوم این پیوند برقرار سازد در روایان بنای خانواده محبوب ترین بنا درنزد خداوند واقدام برای ازدواج حافظ ازبنای این شمرده شده است آن که همسر اختیار کرده هر رکعت نمازش پاداش هفتاد رکعت نماز دیگران را دارد وآن که از ترس فقر ازدواج نمی کند گویا به قدرت رزق رسانی خداوند سوءظن دارد واین سوءظن به خداوند گناه شمرده شده است.( قرائتی،1385، ص 178).

همانطور که در متن ملاحظه میشود یاد خداوند مایه آرامش وروح است وهمسر مایۀ آرامش جسم وروان است بنای خانواده محبوب ترین بنا درنزد خداوند هر کس اختیار کرده رکعت نمازش پاداش هفتاد رکعت نمازدیگران را دارد.

5-2- آنومی اجتماعی

مفهوم بی هنجاری (آنومی اجتماعی) را برای نشان دادن اختلاف بین هدف مورد تأیید ودسترس به وسایل حصول آن به کار می برد هر نوع انحراف وکجروی اجتماعی را ناشی از گسستگی وعدم ارتباط فعال بین آنچه فرهنگ جامعه به عنوان هدف آرزو خواسته وارزش می کند وآن چه جامعه به عنوان راههای و وسایل واسباب مشروع جهت میل به این هدف مهیا وآماده می کند محدودیت در حصول به هدفهای پذیرفته شده فرهنگی یا وسایل دسترسی به آنها یاهر و درصورتی که فرد را با اهداف و وسایل حصول به اهداف که ازنظر جامعه مشروعه انطباق دهد نوآوری مناسک گرایی انزوا،کناره گری،شورش، طغیان (کریمی درمنی، 1382، ص 281).

همانطور که در متن ملاحظه میشود انحراف وکجروی اجتماعی ناشی از گسستگی وعدم ارتباط فعال بین آنچه فرهنگ جامعه به عنوان هدف آرزو وارزش تعیین می کند.

 

[1]- difficult .

[2]Smartly dressed

[3]- morals



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید







---------------------------------=-------------------------------

✅ افزایش بازدید کانالها و چالشها



دانلود برنامه تبلیغات در تلگرام تبچی ویندوز

Download

www.Tabchi-Win.ir





---------------------------------=-------------------------------


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخرین عناوین مطالب